در يكي از شب هاي خرداد سال 1356 ، حدود ساعت 11 شب ، «خسرو خوشنام» يكي ديگر از كنترلرهاي مراقبت پرواز كه در برج فرودگاه شيراز مشغول انجام وظيفه بود، توسط كارمندان قسمت رادار اين فرودگاه از وجود چند شيء ناشناس كه داراي سرعتي كم بوده و در صفحه ي رادار ظاهر شده بودند،‌آگاه گرديد. كنترلرهاي رادار از وي خواستند كه با چشم مسلح و يا غير مسلح آنها را دنبال نمايد و نتيجه را به اطلاع سر كشيك برساند. وي جستجو را آغاز مي نمايد. پس از چند دقيقه ، در سمت جنوبي فرودگاه در ارتفاع تقريبي 10 هزار پائي ، دو شيء نوراني كه با فاصله ي 20 مايلي از يكديگر از غرب به شرق در حركت بودند، مشاهده نمود و مراتب را به سركشيك گزارش داده و اظهار مي دارد كه با دوربين هاي دو چشمي آنها را كه مانند ستاره نوراني و سفيد هستند، مي بينم. و سرعت آنها معادل 250 مايلي هوائي تخمين زده مي شود. تعدادي از كارمندان مراقبت پرواز جهت مشاهده ي اين دو جسم نوراني و پرنده به برج مراقبت رفته و شاهد عيني مي گردند.

مسئله قابل توجه ، فاصله ثابت دو شيء از يكديگر و همچنين ارتفاع نسبتا كم آنها نسبت به زمين بود. ولي متاسفانه بعلت دوري فاصله ي عرضي آنها نسبت به موقعيت فرودگاه در حدود 20 مايلي هوائي، تشخيص شكل حقيقي اشيا پرنده مذگور و وجود شب ، مقدور نگشت.

زمان مشاهده ي عيني آنها بيش از 3 تا 4 دقيقه به طول انجاميد و پس از آن در جنوب غربي فرودگاه شيراز رويت گرديد و 2 الي 3 دقيقه بعد از بخش رادار بندر عباس تلفن و سوال شد كه آيا هواپيمايي از شيراز به سمت بندرعباس پرواز نموده يا نه.

پاسخ داده شد: هواپيمايي در حركت نمي باشد و سپس ماجراي آن دو شيء نوراني بازگو گرديد.

آنها نيز باور داشتند كه آن دو جسم نوراني،‌ناشناس مي باشند و در آسمانهاي ايران در حال پروازند. بلافاصله يكي از هواپيماهاي فانتوم نيروي هوائي براي تحقيق به دنبالشان فرستاده شد. پس از چند دقيقه خلبان اظهار مي دارد كه از مرز هوائي ايران گذشته اند و سپس خود باز مي گردد.

روز 27 هشريور ماه 1364 ، دو نقطه ي ناشناس بر روي صفحه ي رادار فرودگاه مهرآباد مشاهده مي گردد و بلافاصله با هم آهنگي نيروي هوائي، دو فروند از جت هاي جنگنده ي آن يكان براي شناسائي و تعقيب آنها از باند فرودگاه به پرواز در آمدند و با اجاره ي كنترل و مراقبل پرواز فرودگاه مزبور ، ارتفاع پروازي خود را به 25 هزار پائي رسانيدند و در اين ارتفاع هواپيماهاي جنگنده ، ديوار صوتي را شكسته و به تعقيب آن دو شيء عجيب و پرنده كه احتمال مي رفت بشقاب پرنده باشند ، ادامه مي دهند. اين تعقيب و شناسائي حدود يك ساعت و نيم در آسمان تهران ادامه مي يابد ولي بشقاب پرنده ها ناپديد مي گردند، خلبانهاي جت هاي تعقيب كننده، تاكيد نمودند كه آنها به صورت موجي در حركت بودند و متناوبا نورهائي برنگ سبز، قرمز ،‌آبي و بنفش و ارغواني، بشعاع چندين متري پيرامون خود پخش مي كرده اند. چند روز بعد از اين واقعه تعدادي از ساكنان اطراف كوههاي «بي بي شهربانو» در جنوب تهران ادعا نمودند كه شاهد فرود يك شيء نوراني در بيابانهاي اطراف بوده اند و چند هفته اي بعد،‌ساكنان اطراف درياچه ي اروميه نيز خبر دادند كه متناوبا شاهد فرود اشياي پرنده اي در اين درياچه بوده اند.

ساعت 11 روز سه شنبه 16 خرداد ماه سال 1357 آقاي داريوش بختياري - مهندس مخابرات فرودگاه رشت، متوجه پخش نورهاي غير عادي از منطقه اي در فاصله ي تقريبي 5 تا 7 كيلومتري فرودگاه رشت مي گردد و مي گويد:

- با ديدن اين منظره كنجكاويم تحريك شد و با دوربين چشمي كه در اختيار داشتم به آن منطقه نگاه كردم. ولي چيز مهمي بچشم نخورد و فقط لابلاي درختان نورهاي بنفش، ارغواني و زرد بصورت استوانه هائي به هوا بر ميخواست و هنوز سرگرم مشاهد ه ي اين منظره بودم كه حس كردم توده هاي ابر مانند شفافي از محل مذكور به هوا برخاست در آسمان ناپديد گرديد و درست شبيه اين حادثه را در ساعت 19 همان روز نيز رويت كردم. من تا به امروز، به اينگونه مسائل با ديده ي ترديد نگاه مي كردم ولي با مشاهدات شخصي اي كه داشتم، بوجود بشقابهاي پرنده ايمان آوردم و آنچه كه بيشتر موجب قوت مشاهدات من شده تاييد بسياري از مردم، از ديده شدن انوار و اجسام پرنده در روز مذكور در حوالي شهر «خمام» بود كه يكي از آنها مدير توليد يك شركت خصوصي و شاهد عيني فرود بشقاب پرنده در منطقه اي بين شهرستان رشت و خمام بود و مي گويد: در حوالي ساعت 19 با اتومبيل خود عازم بندر انزلي بودم كه ناگهان صدائي شبيه بصداي رعد و برق شديد و پياپي را در آسمان شنيدم و فورا اتومبيل را متوقف ساختم و از آن پياده شده و به آسمان نگاه كردم و با كمال تعجب متوجه شدم كه از آسمان صداهاي بسيار شديد و عجيبي بگوش مي رسد و پس از چند لحظه ديدم كه توده ي ابر مانندي حالت دوار داشت و نورهاي بنفش، زرد و ارغواني و نارنجي از آن پخش مي شد، به زمين نزديك گشت ... اين نور خيره كننده پس از چند لحظه در ناحيه اي جنگلي فرود آمد و من بلافاصله بطرف آن ناحيه دويدم. از لابلاي درختها هنوز آن نور عجيب ديده مي شد و حوالي منطقه ي فرود و توده ي ابر مانند نيز نوراني شده بود و يقين كردم كه آن بايد يك بشقاب پرنده باشد و همانطوري كه مشغول دويدن بودم، ديدم كه مانند جسم اول، دو شيء ديگر از آسمان به زمين نزديك شدند. تنها فهميدم كه اين اشياء نوراني و مرموز چيزي بين مرئي و نامرئي هستند. پس از چند لحظه اين دو شيء پرنده هم كاملا فرود آمدند. موقعيت دقيق محلي را كه آنها فرود آمده بودند نمي دانستم. ولي بطرف آنها مي دويدم. در بين راه تعدادي از روستائيان را ديدم كه آنها هم متوجه فرود اجرام فوق شده و بطرف محل فرود در حال دويدن بودند و هنوز مسافتي با منطقه ي مورد نظر فاصله داشتيم كه متوجه صداي شديدي شدم. آن بسيار شبيه به نوعي موزيك الكترونيك بود و پس از شنيده شدن اين صدا، سه جسم پرنده ي نوراني ناشناس كه از حيث فيزيكي قابل رويت بودند، در مقابل ديدگان ما به هوا برخاستند و محو شدند و تمام اين افراد از سرعت بسيار زياد،‌نورهاي رنگي مختلف و اشكال خاص فيزيكي اين اجسام ابراز تعجب كردند.

در يكي از شبهاي تابستان 1358 ، يكي از كاركنان رادار مشهد بنام آقاي علي محمد حسيني و دو تن از همكارانش كه كشيك شب بودند، مي گويند:

- آن شب هم مانند شبهاي ديگر كه شبفت شب را تحويل گرفتيم،‌كارمان را شروع نموده و بعد از مدتي كه گذشت،‌به دو نفر ديگر از همكارانم گفتم كه بعد از دقايقي كه به صفحه ي رادار نگاه مي كردم و چيز غير عادي اي را مشاهده ننمودم، ناگهان از لاي در ورودي كه فقط بصورت شكافي بود،‌نور تندي بداخل آمد. اول كمي تعجب كردم و بعد انديشيدم كه شايد نور چراغ اتومبيلي در آن اطراف باشد، ولي نور همچنان بداخل مي تابيد. براي حصول اطمينان بيشتر در را باز كردم و وارد محوطه شدم كه ناگهان شيئي نوراني را كه حالت دوار داشت ديدم. از ترس بدرون اتاق دويدم و آن دو نفر همكارم را از خواب بيدار كردم و ماجرا را برايشان شرح دادم و آنها با ناباوري با من به راه افتادند و وقتي وارد محوطه شديم،‌ديديم كه دو فروند ديگر نيز با ارتفاع بسيار كمي - با فاصله تقريبي 10 متري ما - در حال سكون بودند. ما گيج و مبهوت مانديم و ديگر چيزي بيادمان نماند. دوستان ديگرمان كه صبح روز بعد براي تحويل گرفتن شيفت صبح آمده بودند، هر سه نفر ما نامتعادل و گيج چشمانمان را باز كرده و مورد بازخواست افراد شيفت قرار گرفتيم كه چرا در كشيك خوابمان برده بود. و ما ماجراي شب گذشته را با لكنت زبان و حالتي گيج براي آنها شرح داديم و متذكر مي شوم كه آنها و اشياء را درازتر از حد معمول مي ديديم و وقتي اين موضوع را با دو دوست هم شيفت خود در ميان گذاردم، آنها هم گفتند كه همين حالت را دارند و حدود يك هفته گيج بوديم و تمام افراد و اشياء را درازتر از حد معمول مي ديديم. حالا نمي دانم آن شب بعد از ديدن آن دو شيء دوار  و مرموز چه بلائي بر سر ما آمده بود. تنها موردي كه از قبل در مورد بشقاب هاي پرنده مي دانستم، فقط اين بود كه : « وقتي پرفسور هشترودي فوت كردند،‌بشقاب پرنده هاي زيادي در شب و روز فوت، در آسمانهاي ايران مشاهده شده بود ...»

مراجع:

مجله ي دانشمند، شماره ي 244 - بهمن 1362

گفته هاي آقاي «علي محمد حسيني » با مطالب «وايتلي استريبر » فصول 17 و 18 و 19 كتاب اسرار بشقابهاي پرنده تطبيق داده شود

منبع: كتاب جاسوساني از آنسوي كهكشانها