دروغ دانشجویی

این واقعا در دانشگاه صنعتی شریف ؛دانشکده ریاضی اتفاق افتاده.!

چهار دانشجو شب امتحان بجای درس خواندن به مهمونی و خوش گذرونی رفته بودند و هيچ آمادگی امتحانشون رو نداشتند. روز امتحان به فکر چاره افتادند و حقه ای سوار کردند به اين صورت که سر و روشون رو کثيف و کردند و مقداری هم با پاره کردن لباس هاشون در ظاهرشون تغييراتی بوجود آوردند. سپس عزم رفتن به دانشگاه نمودند و يکراست به پيش استاد رفتند. مسئله رو با استاد اينطور مطرح کردند که ديشب به يک مراسم عروسی خارج از شهر رفته بودند و در راه برگشت از شانس بد يکی از لاستيک های ماشين پنچر ميشه و اونا با هزار زحمت و هل دادن ماشين به يه جايی رسوندنش و اين بوده که به آمادگی لازم برای امتحان نرسيدند کلی از اينها اصرار و از استاد انکار. آخر سر قرار ميشه سه روز ديگه يک امتحان اختصاصی برای اين 4 نفر از طرف استاد برگزار بشه، آنها هم بشکن زنان از اين موفقيت بزرگ، سه روز تمام به درس خوندن مشغول ميشن و روز امتحان با اعتماد به نفس بالا به اتاق استاد ميرن تا اعلام آمادگی خودشون رو ابراز کنند!
استاد عنوان ميکنه بدليل خاص بودن و خارج از نوبت بودن اين امتحان بايد هر کدوم از دانشجوها توی يک کلاس بنشينند و امتحان بدن که آنها به خاطر داشتن وقت کافی و آمادگی لازم با کمال ميل قبول ميکنند.
امتحان حاوی دو سوال و بارم بندی از نمره بيست بود:
يك) نام و نام خانوادگی: ۲نمره
دو ) کدام لاستيک پنچر شده بود؟ ۱۸نمره
الف) لاستيک سمت راست جلو
ب) لاستيک سمت چپ جلو
ج) لاستيک سمت راست عقب
د) لاستيک سمت چپ عقب

درمانگاه مهاجران

توی شهر مهاجران نزدیک اراک، یه خونه خریدیم و تابستونا رو اونجا میگذرونیم.

امسال تابستون من یه سرگیجه ی عجیبی داشتم. بعد از امتحانات پایان ترم وقتی که رفتم مهاجران، حالم بدتر شد. اونجا رفتم دکتر، دکتر برام چندتا کپسول و آمپول نوشت.

رفتم درمانگاه که آمپول رو بزنم.

به صندوق گفتم یه قبض آمپول بده.

پول رو گرفت و گفت که نیاز نیست برو همینجوری میزنه

رفتم به سوزن زن گفتم که این آمپول رو بی زحمت برام بزن اونور حساب کردم

گفت که نمیشه باید قبض بگیری

با عصبانیت رفتم اون طرف که بهش بگم قبض بده

دیدم رفته ناهار

کلی منتظر موندم تا اومد

گفتم آقا مسخره کردی ما رو؟

گفت چیه؟ مگر قبض میخواست ؟ گفتم بلللههه

گفت که ببخشید

بهم یه قبض داد

رفتم اون طرف که قبض رو بهش بدم، دیدم رفته ناهار


فرعون و بشقاب هاي پرنده (قسمت دوم)

فرعون نيز در كنارش قرار داشت و پس از غروب آفتاب دستور داد كه گياهان معطر بسوزانند تا صلح و صفا به زمين باز گردد. آن دايره هاي سوزان به ارتفاعات بالاتري در سمت جنوب رفتند و فرعون فرمود تا گزارش رويداد را در «سراي حيات» بنگارند و بدين قسم تا ابد جاودانه سازند ...
ادامه نوشته

حسن صباح (قسمت هفتم)

آغاز مبارزه حسن صباح با نظام الملك

ورود حسن صباح بخدمت ديوان بازتاب و عكس العمل هاي شديدي را موجب گرديد و اين عكس العمل از طرف نظام الملك در درجه ...

ادامه نوشته

فرعون و بشقاب هاي پرنده (قسمت اول)

ازدياد گزارش هاي يوفوها (بشقاب پرنده ها) در مناطق جنوبي فلوريدا و باهاما با بيشترين درصدي مقام اول جهان را كسب نموده است و روز به روز هم با راندمان غير قابل وصفي رشد مي كند. در اين دو منطقه يوفوها، هم در زير آبها و هم در آسمان آنجا مشاهده شده است ...

ادامه نوشته

هجوم موجودات آسماني به زمين (مستند)

اكثريت خوانندگان مطالب علمي و تحقيقي در ايران، با نام «فون دانيكن» - نويسنده و محقق هم عصر آشنايي دارند. همانگونه كه موضوع بشقابهاي پرنده توجه تمامي دانشمندان را بخود معطوف داشته،‌ آقاي «دانيكن» نيز در اين مورد بررسي هايي را انجام داده اتس كه خلاصه اي از رساله ي وي را در اين بخش از كتاب مي آوريم...

 

ادامه نوشته

بشقاب پرنده در ايران

در يكي از شب هاي خرداد سال 1356 ، حدود ساعت 11 شب ، «خسرو خوشنام» يكي ديگر از كنترلرهاي مراقبت پرواز كه در برج فرودگاه شيراز مشغول انجام وظيفه بود، توسط كارمندان قسمت رادار اين فرودگاه از وجود چند شيء ناشناس كه ...

ادامه نوشته