آسمان دلم ابری است هوای گریه با من است نه آشنا نه همدمی نه شانه ای ز دوستی که سر نهم بر آن دمی ز بد عهدی ایام ز بیداد زمانه ز بیم و رنج رفته ز بی پناهی من چراغ امید دلم را کسی نمی فروزد به کور سوی نوری نه درمانی نه مرهمی نه دست یاری از کسی به کجا پناه برم من هوای گریه با من است