هجوم موجودات آسماني به زمين (مستند)
اكثريت خوانندگان مطالب علمي و تحقيقي در ايران، با نام «فون دانيكن» - نويسنده و محقق هم عصر آشنايي دارند. همانگونه كه موضوع بشقابهاي پرنده توجه تمامي دانشمندان را بخود معطوف داشته، آقاي «دانيكن» نيز در اين مورد بررسي هايي را انجام داده اتس كه خلاصه اي از رساله ي وي را در اين بخش از كتاب مي آوريم:
بيست سال پيش «كارل ساگان» پيشنهادي براي قابل زيست كردن كره ي همسايه ي ما زهره را بوسيله ي مقدار زيادي جلبك آبي ارائه داد.
اين جلبكها بوسيله ي سفينه اي فضايي در اتمسفر داغ زهره رها مي شوند و چون خيلي مقاوم هستند،گرماي شديد زهره روي آنها تاصير ندارد. آنها با سرعت بسيار زاد و ولد مي كنند و مي توانند مقدار زيادي اكسيژن توليد كنند.
«ساگان» مي گويد كه بعد ها اكسيژن در اتمسفر زهره پخش خواهد شد و سطح كره را سرد خواهد كرد. بنحوي كه با اين تغييرات ناگهاني طوفانها و بارانهائي زميني زهره را حاصلخيز خواهد كدر. كارل ساگان – متخصص فيزيك نجومي – بنظر مي رسد كه در مسير درستي بوده باشد.
ديرترين شكل هاي زندگي در روي كره زمين كه سه و نيم بيليون سال عمر دارند در آفريقاي جنوبي كشف شده اند كه مراحل تكثير و توسعه ي آنها مانند جلبكهاي آبي موجود امروزه است و طي سه و نيم بيليون سال پيش،هيچ نوع زندگي آلي در كره ي ما نبود. پالئونتولوژي «اچ.دي.پلوژ» عقيده دارد كه زندگي از زمين پيرتر است.
قبل از انقلاب ايران،يك گروه باستان شناس ايراني- آمريكائي در تپه ي يحيي در جنوب كرمان حفاري مي كردند و به اين نتيجه رسيدند كه تپه ي فوق در حدود تبديل تاريخ بوسيله ي ساكنينش ترك شد.
يك زن و شوهر باستان شناس اروپايي داراي تعداد زيادي از كارهاي هنري ساخته شده از برنز كه داراي زرنيخ بوده و متعلق به حداقل 3500 سال قبل از ميلاد هستند،مي باشند موادي كه در دوره ي برنز بكار مي رفته ، بين نئولتيك و عصر آهن از مس ساخته شده بود. زرنيخ در طبيعت در كبالت يافت مي شود و يا همراه مواد ديگري در معادن وجود دارند.
خيلي مشكل است كه تصور كنيم انسان بدوي زرنيخ را براي ساختن فلزهاي تركيب برنز استخراج مي كرده اند.
در سال 1972 يك باستان شناس آمريكايي ديوارها و ساختمانهايي را كشف كرد كه بيست فوت در زير آبهاي باهاما قرار داشت. وسعت اين ساختمانها به سي و هشت مايل مربع مي رسيد،ديوارهاي موازي با بيشتر از 20 فوت درازا كه وزن يك قطعه از سنگ آنها به بيست و پنج تن مي رسيد و مربوط به هفت تا ده هزار سال پيش از ميلاد مي شد،ولي با اين وجود بوسيله ي كربن چهارده اندازه گيري شده بودند. به اين ترتيب طبق اطلاعات درست باستان شناسي امروز وقتي كه اين ساختمانهاي زير آب ساخته مي شد، نه هرمهاي «گيزه» مي توانست ساخته شود و نه حماسه «گيلكمش» مي توانست اتفاق بيفتد.
«ربيكف» معتقد است كه در اكتشافات باهاما واقعيت هايي را كشف كرده است كه مي تواند به پاي تخيلات امروزه برسد. بعضي از زيربناها در حدود 250 فوت در عمق آب قرار دارد. آيا شهر «آتلانتيس» در «آتلانتيك» واقع شده است؟
در هفتاد سال گذشته در آلاسكا ماموتهاي يخ زده اي از عمق زمين كشف شده است. شكم آنها حاوي برگها و علفهايي بود كه اين حيوانات خورده بودند. در يكجا،يك بچه ماموت در كنار مادرش مرده بود. پرفسور «فرانك هيبن» مي گويد:
- اين مقدار حيوانات نمي توانسته اند بر اثر يك عامل معمولي و طبيعي مرده باشند. در حقيقت نيز اكتشافات نشان داد كه اين حيوانات بايد در يك لحظه مرده و يخ زده باشند. به بيان ديگر آنها مي توانند علامتي از يك انقراض بوده باشند.
چه چيزي باعث اين تغيير سريع در وضع آب و هوا شد كه اين حيوانات را كه در حال چريدن بودند در مدت چند ساعت منجمد ساخت!
خلاصه اي از نظرات يك دانشمند:
دكتر «برنارد جاكوبي» در كتابش «وقتي خدايان متعدد بودند» به غارهاي موجود اشاره مي كند كه من در تاييد اين كتاب يك انديشه از آنرا ابراز مي دارم:
1- در زمان هاي ناشناخته نبردي در عمق كهكشان بين موجوداتي شبيه به انسان در گرفت.
2- بازماندگان در جنگ بوسيله ي يك سفينه ي فضايي گريختند.
3- چون به خصوصيات اخلاقي پيروز شدگان نبرد وارد بودند،تله اي براي آنها بكار گذاشتند. به اين ترتيب در سياره اي كه براي وجود آنها مساعد نبود، فرود آمدند.
4- بازندگان،زمين را كه در مقايسه با سياره ي خودشان قابل قبول بود ولي شرايط مساعدي براي آنها نداشت انتخاب كردند. براي ساليان متمادي در اتمسفر جديد آنها از ماسك هاي گاز براي تنفس و به منظور خو گرفتن به تركيبات هواي زميني استفاده كردند.
5- آنها به زير زمين رفتند و شروع به ساختن تونل ها – دور از ترس دشمنانشان كه به تمام وسايل تكنيكي مجهز بودند – كردند.
6- به منظور فريب دشمنانشان در پنجمين سياره ي منظومه ي شمسي ايستگاههاي تكنيكي و فرستنده هايي قرار دادند.
7- فاتحان اين حقه را باور كرده و پنجمين سياره ي منظومه ي شمسي را بوسيله ي يك انفجار عظيم از بين بردند. قسمتي از ذرات آن كمربند سنگهاي آسماني را تشكيل مي دهند. (يك نگاه به نقشه ي منظومه ي شمسي نشان مي دهد كه شكافي غير طبيعي به اندازه ي سه ميليارد مايل بين چهارمين و پنجمين سياره ي منظومه ي شمسي مريخ و مشتري قرار دارد. ولي اين شكاف خالي نيست و صدها هزار قطعه سنگ در اين شكاف وجود دارد. از زمانهاي بسيار دور،منجمان نتوانسته اند توضيح دهند چگونه سياره اي بين مريخ و مشتري منفجر شده است.)
و بايد بگويم كه هيچ سياره اي خودش منفجر نمي شود، بلكه بايد چيزي يا عاملي آنرا منفجر سازد.
8- فاتحين فكر كردند كه شكست خورده ها از بين رفته اند و بهمين دليل آنها با سفينه هاي خود به سياره ي خودشان باز گشتند
9- به دليل انفجار پنجمين سياره ، تعادل جاذبه اي در منظومه ي شمسي بهم خورد و محور زمين چند درجه تغيير كرد (اساطيري راجع به سيل در تمام مردم دنيا موجود است»
10- مغلوب شده ها از سردابه هاي خود بيرون آمدند و شروع به خلق موجودات هوشياري روي كره زمين كردند. بوسيله ي دانش بيولوژي مولكولي خود انسان را به شكل خودشان و با استفاده از انسان نماها درست كردند. (كد ژنتيكي، داستانهائي درباره ي خلقت انسان : «خدايان به ابراهيم قول دادند كه اعقاب او به تعداد ستارگان در بهشت باشند.»)
11- بازماندگان قديمي و حالا فرمانروايان و خدايان،فهميدند كه پيشرفت تكاملي تدريجي نوع بشر خيلي آهسته است. آنها كاملا مي دانستند كه موجودات خلق شده شبيه خدايان هستند ولي آنها پيشرفت سريع تري مي خواستند. (خدايان اغلب در از بين بردن كساني كه از قوانين بيولوژيكي اطاعت نمي كردند، سريع تر بودند و در اين كار هيچگونه احساس اخلاقي نداشتند،زيرا خودشان را مسئول نمي دانستند.)
12- اگر نياكان ما تونلهاي زيرزميني را با صرف كوشش فراوان و با دقت ساختند،آنها نه اينكار را براي لذت كردند و نه براي حمايت از خود در برابر اين حيوانات وحشي و نه براي افتخارات ديگر. اين حفاري ها با استفاده از وسايل ساده سالها بطول انجاميد. مي توانم بگويم كه يك دليل وجود دارد كه نياكان ما اين غارهاي زيرزميني را بوسيله ي دست ساختند و آن هم به دليل ترس از مورد حمله قرار گرفتن از هوا بوده است. ولي چه كسي مي توانست از هوا به آنها حمله كند؟
تنها كساني كه آنها از رسوم خود مي شناختند،آنهايي كه در گذشته دور ايشان را ملاقات كرده بودند.
- چه كسي جهان را خلق كرده؟
- چه كسي ستارگان را در فضا قرار داده؟
- چه كسي اهرم كنترل فضا را در دست دارد و نظم اين همه امورات را بعهده گرفته است؟
مسلما پاسخ به اين سوالات بستگي به ديد ايدئولوژيكي هر شخص دارد و در تمامي اديان الهي، بوضوح در مورد اين پرسيده ها پاسخ داده شده است. حتي يك شخص ماترياليست نيز در نهاد و درون خويش به عمق مطالب واقف است و تاثير محيط باعث كتمان ظاهري در ايشان مي شود. در كليه ي مذهب ها به وجود موجوداتي ديگر غير از ما اشاره رفته است و مسلما تنها راه دانستن اين موضوعات رجوع به كتب آسماني مي باشد.
«جكيس مونود» متخصص بيولوژيكي مولكولي در كتابش بنام «شانس و احتياج» سه مرحله را كه زندگي را ممكن ساخته اند ،به ترتيب زير نام مي برد:
1- صورت گرفتن تركيبات شيميائي موجودات زنده روي زمين، نوكلئوتيدها و اسيدهاي آمينه
2- تركيب اين مواد كه اولين ماكرو و مولكولها را قادر به توليد مثل نمود (هر ماكرو مولكول از هزاران اتم تشكيل شده اند)
3- اطراف اين ساختمانها يك دستگاه «تلئونوميك» شكل گرفته ، يك سيستم كه در نوع خود كامل است و به سلول كشيده مي شود.
«مونود» آخرين كارهاي بيولوژي مولكولي و ژنتيكي را خلاصه مي كند.
يك بيليون سال پيش تركيبات ساده ي كربن، مانند متان وارد اتمسفر زمين شدند، بعد آمونياك و آب توليد شد.
از اين تركيبات ساده مواد بسياري درست شدند كه شامل نوكلئوتيدها و اسيدهاي آمينه هستند كه باعث بوجود آوردن اولين سلول و در نتيجه اولين نوع زندگي شدند.
به بيان ديگر آن وقت زماني بود ه تركيبات شيميائي و فيزيكي بستگي به حضور موجودات زنده نداشتند.
چه نيروي اوليه اي مواد را براي حيات آماده كرد؟ عناصري كه باعث شدند حيات بوجود آيد از كجا آمدند؟ علم مي گويد از خارج از اتمسفر، ولي اين جواب مرا قانع نمي كند و من مانند يك بچه ي كنجكاو از او سوال مي كنم:
اتمسفر از كجا آمد؟
- و زمين از كجا آمد؟
- خورشيد قسمتي از راه شيري است؟
- راه شيري از كجا آمده است؟
- راه شيري قسمتي از كهكشانهاي ديگر عالم است؟
- كهكشانهاي ديگر از كجا آمده اند؟
و هزاران سوال بي پاسخ ديگر كه علم بشري قادر به توجيه آنان نمي باشد.
ولي من همه ي پاسخ ها را تنها در يك جمله يافته ام
گرويدن به آئين هاي الهي و رجوع به كتب آسماني.