ازدياد گزارش هاي يوفوها (بشقاب پرنده ها) در مناطق جنوبي فلوريدا و باهاما با بيشترين درصدي مقام اول جهان را كسب نموده است و روز به روز هم با راندمان غير قابل وصفي رشد مي كند. در اين دو منطقه يوفوها، هم در زير آبها و هم در آسمان آنجا مشاهده شده است و حتي در چندين گزارش ، آنان از آسمان به سمت دريا نزول كرده و يا از اعماق آبها به سمت آسمان پرواز نموده اند‌، اين قسم گزارشات سبب گرديده است تا عده اي از محققان به اين نتزجه برسند كه موضوع مشاهده شدن يوفوها با گم شدن هاي پي در پي در منطقه ي برمودا ارتباط عميقي دارد. يا به زباني ساده تر اينكه اين  اجرام ناشناخته و مرموز در طول قرنهاي متمادي باعث دزديده شدن هواپيماها و كشتي ها شده اند.

بزرگترين حامي اين نظريه شخصي است بنام جان اسپنسر كه در كتاب خويش بنام دوزخ گمشده  موضوع را عميقا موشكافي نموده است. وي خلباني بسيار ورزيده است و با تمامي هواپيماها آشنائي كامل دارد و تقريبا ده سال تمام با نيروي هوائي ايالات متحده همكاري هاي اساسي اي داشته است.

علاوه بر اين  اسپنسر عضو سازمان مطالعات يوفوها و كميته بين المللي مطالعات شگفتي هاي آسمان نيز مي باشد و مرتبا هم با افراد طراز اول نيروي هوائي و مقامات عالي رتبه ي ايالات متحده در ارتباط است. موقعي كه زيردريائي اتمي ايالات متحده به نام اسكورپيون ناپديد شد و موضوع برمودا افكار مردم آمريكا را بخود معطوف داشته بود،‌اسپنسر بصورت داوطلبانه به اين منطقه كه خود آنرا دوزخ گمشده مي نامد اعزام شد. هر چند كه مضوع گم شدن اسكورپيون تا ابد همچنان محرمانه نماند ولي بنا به عقيده ي او اگر مساعدت ها و همكاريهاي روسيه نبود ، آمريكائيها نمي توانستند موفق به باز يافتن آن شوند. زيردريائي فوق در 400 مايلي آزور پيدا شد و او همچنان در آنجا ماند و به مطالعات و بررسي هاي خود پرداخت. براي دقت خويش در مطالعات نقشه ي دقيق از كل مناطق برمودا رسم نمود و مكان ها گم شدن هواپيماها و كشتي ها را بر آن علامت گذاري كرد. آخر سر نيز به اين نتيجه رسيد كه اكثريت رويدادها در تپه هاي سواحل قاره اي از دماغه ي «مي» ، «نيوجرسي» و ساير نقاط تا انتهاي فلوريدا بوقوع پيوسته است و از سمت شرق هم به طرف خليج مكزيك و جنوب غربي آنتيل گسترش مي يابد و 450 مايل،‌حومه ي برمودا و همه ي سواحل آن را نيز در بر مي گيرد.

اسپنسر كه در طول سالياني به بررسي مسائل برمودا پرداخته است،‌تنها جواب متقاعد كننده را در اين مي بيند كه آنان از كره ي زمين خارج شده و به مكاني ديگر انتقال داده شده اند. او معتقد است كه :

- چون مفقود شدن كلي يك كشتي 575 پائي در دريايي بي تلاطم و در فاصله ي 35 كيلومتري ساحل، و يا گم شدن يك هواپيماي حمل كالا در حين فرود نمي تواند با معيارهاي رايج در زمين سنجيده شود و مرتبا هم بوقوع مي پيوندد،‌ بناچار مي بايست قبول كنيم كه آنان از سياره ي ما به سرقت مي روند.

اسپنسر در جواب اينكه چرا هجوم را از آن سرزمين مثلثي شكل و نفرين شده آغاز كرده اند،‌مي گويد كه «منطقه ي فوق بهترين مكان براي صيد انسانهاي زميني است و اينگونه كه مي توان حدس زد،‌آنان هيچ ميلي به درگيري با سلاحهاي زميني ندارند و بنا به وسعت زياد آنجا و عدم استقرار نيروهاي انتظامي ،‌مي توانند براحتي نمونه هاي مورد نياز از انسانهاي زميني را صيد كرده و با خود ببرند.

نظريات مختلفي از دير باز تا به امروز ارائه شده است و با تامل در آنها مي توانيم پي به اين موضوع ببريم كه در طول تاريخ ، هميشه انسانهاي زميني زير نظر موجوداتي ديگر از ساير كرات بوده اند. همواره انسان به آسمان ها نگريسته و بدنبال علائم و پديده هاي نهفته در آن بوده است و برخي از اوقات تضخيص اختلاف دو جسم را كه يكي اجرام ناشناخته ي پرنده و ديگري پديده هاي آسماني بوده است،‌به راحتي انجام نداده است. بندهاي استخراجي از سالنامه «تاتموس سوم» يكي از فراعنهاي نسل هجدهم كه در بخش مصري موزه ي واتيكان مورد بررسي قرار گرفته،‌احتمالا نخستين نگارش مشاهدات يوفوها در عهد باستان مي باشد. بر خلاف عقايد خرافي در قرن هاي بعدي،‌سالنامه ي فوق بصورت كاملا واضح و آشكار با تفاسيري زيبا موضوع را وصف نموده است.

«در سال بيست و دوي فرعنوني ، ششمين ساعت روز از سومين ماه زمستان،‌نويسندگان «سراي حيات» نگاشتند كه دايره اي آتشين از آسمان به زمين افتاد ... قطرش يك گز پهنا داشت ... همه به سجده فرو رفتند ... بعدا به درگاه فرعون شتافتند تا مشاهدات خويش را به حضور وي رسانند ... بعدا ... اين چيزها در تعداد زيادي مشاهده شد ... در آسمان .... آنان با نوري درخشان تر از آفتاب مي درخشيدند و در چهار جهت آسمان مرتبا جولان مي دادند.

سپاهان فرعون به آنها مي نگريستند... منتظر قسمت بعدي باشيد